مهربانان عيدتان مبارك

در آغاز ششمين سالگرد زندگی مشترک اين غزل را به همسر عزيزو فداكارم تقديم مي كنم

بر دامن غنچه مي زند مو ج هر خاطره اي كه با تو دارم
اين رو ح لطيف اطلسي را بر دست دل تو مي سپارم
يك خانه ي پر زگريه اين جاست پشت دل پر بهانه ي من
صد پنجره انتظارم آنجاست در سمت غروب بي قرارم
دور ازتو كنار سفره ي ماه بيچاره تر از شبم به جانت
با ياد تو مي شوم بهاري هر گه كه تو را در انتظارم
يك جنگل مرده مي شود سبز با شور قشنگ گفته هايت
يك مزرعه مي شود سيه پوش آن لحظه كه بي تو غمگسارم
آورده به دست هايت ايمان اين تازه ترين نگاه معصوم
هرگز نكند هجوم طوفان آيد به سراغ اين بهارم
ازسمت نگاه شرقي من لبخند ستاره نور راهت
از باغ نگاه تو بگو من اي آيت تازه! هديه دارم؟
تو :بارش سبز روح باران من: حس لطيف پونه هايم
در سايه ي لحظه هاي بي تو هر شام ستاره مي شمارم
با ياد تو مي شود رها شد در اوج شكوه رازقي ها
باشور سپيده زندگي را با نام تو ساده مي نگارم
